خرید بک لینک
دور از تو دلش مُرد، ولی لوس نشد مردی که به امیدِ تو مایوس نشد دستم پُرِ از دلهره ها بود و عجین با مویِ پریشانِ تو افسوس نشد تلمیسِ تو از عاقبت و آخرِ این تعزیرِ بلاتوبه ی منصوص نشد در حادثه ی عاشقی افسوس تورا بی هیچ حیایی بکنم بوس نشد می خواستم آخر به هنر رو بکنم از ترسِ همین واژه ی دیوث نشد شعری پُرِ از عطرِ تو را خلق کنمبا این همه بیکاره ی جاسوس نشد من خواستم آبی بشوم مثل خزرافسوس که از وحشتِ این روس نشد تو عاشقِ آهن شده بودی و مرایک خاطره با این همه لکسوس نشد امیرپویارشیدی 1395/6/28 تهران

برچسب: لکسوس,لکسوس nx300h,لکسوس rx350,لکسوس nx,لکسوس ct200h,لکسوس es250,لکسوس 570,لکسوس شاسی بلند 2016,لکسوس ایران,لکسوس nx200t 2016, نویسنده: مبین حبیبی تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 9:59

بعدازتوازاین زمانه خواهم ترسیدازبوسه ی عاشقانه خواهم ترسید تاعطرِتودرخاطره ام می پیچدازیاسِ حیاطِ خانه خواهم ترسید تابازیِ موهایِ تودریادم هستازدست زدن به شانه خواهم ترسید ازبس که نبودنت مرا آتش زدازآتشِ بی زبانه خواهم ترسید بارانِ پس از تو هم، نباردبهترازشُرشُرِ بی ترانه خواهم ترسید تومثلِ جوانه تازه بودی اماازعاشقیِ جوانه خواهم ترسید یک عمربه پاسِ حرمتت می مانمازرفتن بی بهانه خواهم ترسید امیرپویارشیدی 20/2/1394

برچسب: بعد از تو شاهین,دانلوداهنگ بعدازتو, نویسنده: مبین حبیبی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 18:23

یافی قلوبِ شکسته نگاهم نمی کنیچون شب سیاهمُ گویاپگاهم نمی کنی بارانِ خشمِ خلایق مریضم نمودوبازفکری به حال تبم، سرپناهم نمی کنی یامَن یُجیبُ ببین، که من از دست رفته امانگاربی خبری، روبه راهم نمی کنی من یوسفم به سکوتت قسم می خورم ولییک گوشه چشمِ عنایت به چاهم نمی کنی شایدعذابِ گناه یا جزایِ عاشقی استامروز، گوش، به سوزنده آهم نمی کنی یامَن یُفَعِلَ مایَشاءُ، خب بگوچرافکری به شوقِ شدن در گناهم نمی کنی؟ آخرچگونه عذاب می دهی مرا بگووقتی که می شود و سربه راهم نمی کنی؟امیرپویارشیدی 24/2/1394

برچسب: شوق گناه, نویسنده: مبین حبیبی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 18:23

«روسری» دفترِشعرِمرا، انگارپرپر می کنیهرزمانی دلبری بامردِدیگرمی کنی آنقَدَرباروسری ات بی جهت وَرمی رویتاکه شعراز«روسری» را شعرِبرترمی کنی بویِ موهایِ تودرتدریسِ فِقهَم جاری استآخراین را سوژه ی شبهایِ منبرمی کنی «روسری شل می کنی» شد اصطلاحِ شاعریخوب من آیاتواصلاً روسری سر می کنی؟ آنقدر درعطرِموهایِ خودت گل می کنیتاکه دراحساسِ شاعربازمحشرمی کنی روسری سرکن؛ نکن؛ درهردوحالت محشریبازاگراین حرفهایم را توباور می کنی قصه ی امواجِ موهایِ توشیرین است تاچشم پویارا دراین افسانه ها تر می کنیامیرپویارشیدی 26/2/1394

برچسب: روسری,روسری آبی,روسری آبی فیلم کامل,روسری تی تی,روسری لبنانی,روسری نخی,روسری به انگلیسی,روسری نخی قواره بزرگ,روسری ترکمنی,روسری و شال, نویسنده: مبین حبیبی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 18:23

کُشته مارا خاطراتِ بی امانت لعنتییادگاری ازلبانِ آنچنانت لعنتی کاشکی می شدکه هرچه زودتر بی اضطراببگذرم از خاطراتِ کندوانت لعنتی من هنوزم می پرم ازخواب هنگامِ سحرباهمان دلشوره هایِ ناگهانت لعنتی کاشکی خط می زدی بی هیچ اماواگراسمِ من را از میانِ عاشقانت لعنتی آنقَدَر این سرخِ لبهایِ توآدم کشته استقتل عامی کرده کنجِ آن دهانت لعنتی مانده در واگویه هایِ شاعرانِ شهرِماجلوه ها ازبوسه هایِ رایگانت لعنتی می کشاند تالبِ افسردگی من را هنوززخم تاامروز مانده از زبانت لعنتی امیرپویارشیدی 1394/8/10

برچسب: نویسنده: مبین حبیبی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 18:23

ای از غزل از ترانه بهتر
ازیاسِ حیاطِ خانه بهتر

درقصه ی دادگُستراندن
یک خسته ز تازیانه بهتر

پامی نهدعاشقانه چون تو
دردامِ بدونِ دانه بهتر

هرچندپس ازتو می شنیدیم
صدناله از این حنانه بهتر

خوش بادشکفتنت برادر
ازغنچه و از جوانه بهتر

ای درتو دوبالِ یک فرشته
بی دردِ قفس، سمانه بهتر

دل دادنِ عاشقانه ی تو
از قامَتِ زاهدانه بهتر

امیرپویارشیدی 1394/9/24

برچسب: تقدیم به مادر مرحوم,تقدیم به پدر مرحوم,تقدیم به پدر مرحومم,تقدیم به برادر مرحوم, نویسنده: مبین حبیبی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 18:23

تاآخرِمن، کنارِ من باشافسانه ی روزگارِ من باش درخاطرِ انجمادِ اسفندنوروزِ منی بهارِ من باش ازفاجعه عاشقانه رستمزین فاصله رهسپارِ من باش درمرگِ سخن ترانه گفتمامروز، غزل شمارِ من باش تامحوِغبار، مرگِ زنجیرآزاده ی سربه دار من باش برخیزوبرقصُ ساده تر شوهرحادثه شهسوارِ من باش هم شعربگو هم عاشقی کنهم آخَرِ انتظارِ من باش امیرپویارشیدی 1394/12/8

برچسب: قسمت آخرانتظارآفتاب, نویسنده: مبین حبیبی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 18:23

بیا تا شبِ لعنتی خسته شِهبفهمم کجا با تو چی ساختمهمه جای دنیا بپیچه که منخودم بارضایت، بِهِت باختم ازین خسته تر بودمو باز توتویِ خوابِ من قویِ زیبا شدینه اینکه بمیری ولی عشقِ منشبیهِ یه آدم تو رویا شدی همونجا که مشروطه گر بودیونشد تا بفهمم چرا خسته اینشد تا بفهمم چرا چشمتواز اون لحظه تا انتها بسته ای اگه وقتِ آزادی اومد یه روزبگومن چه شعرا که خوندم براشبگو تا شبِ کشتنِ عاشقیهمه دفترامو سوزوندم براش هنوزم منم با همون واژه هاهنوزم تو اون قصه جون می کنمببین از عذابی که همراهمهعرق کرده تو فصلِ سرما تنم امیرپویارشیدی 1395/2/21

برچسب: اولین ترانه مهستی,اولين ترانه ايراني,اولین ترانه قاسم افشار,اولین ترانه داریوش,اولین ترانه حمیرا,اولین ترانه ایرانی,اولین ترانه,اولین ترانه گوگوش,اولین ترانه ابی,اولین ترانه ستار, نویسنده: مبین حبیبی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 18:23

من از سادگی از تو از عاشقی
ازین بی همه با همه خَستَمو
نفس کم میارم که از تو بگم
یِ عمره همینجور، دلبستَمو

نمی دونم عیب از منه یا همه
همینن همینطور، عاشق می شن
همیشه منم یا همه مثل من
توهرعاشقی غرقِ هق هق می شن

دلی که نمونده بِهِم پس بدی
بیالااقل از گذشته بگو
ازون لحظه هایی که تاآخرش
همش بی تو برباد رفته بگو

هنو درد دارم تمومه شبو
نمی دونم اما کجای منی
نشد تا بفهمم چرا لعنتی
داری اینجوری ریشَه مو می زنی

امیرپویارشیدی 1395/2/26

برچسب: نویسنده: مبین حبیبی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 18:23

در بودنِ هرروزِ تو آرامشِ جان بودچشمانِ توهردلشده ای را نگران بود ارفلسفه تا ارث نوشتی و به هرخط احساسِ نوازشگرِ یک عشق، نهان بود امروز دراین شهر که درهرمِ تو می سوخت تاآخرِ هرزمزمه ای کاتُ(و)زیان بود بی بودنت آخرچه کند خسته وکیلی کورا قَلَمَت جان بُدُ هم تاب و توان بود درعمقِ نگاهی که به دنبالِ تو می گشت احساسِ پدرمرده و اندوهِ همان بود من ازهمه امروز تورا خواسته بودم مانندِ اسیری که به دنبالِ امان بود درخاطره ی شهر ببین عطرِ تو پیچید همراهِ نسیمی که غریبانه وزان بود امیرپویارشیدی 1393/6/13

برچسب: نویسنده: مبین حبیبی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 18:23

دلبسته به یک ثانیه دیدارِتو بودم هرروز که بی حوصله ناچارِتوبودم ای نازترین حادثه ی زندگیِ من من شاخ ترین عاشقِ بی عارِتوبودم تاآخرِ بی حوصلگی شعرنوشتم هرشب که توخوابیدی وبیدارِتوبودم هرروز من آتش زده ام پیرهنم را تا ریزَعلیِ سخت فداکارِتوبودم من تشنه وتوفتنه وگفتی که بگیرند درحصر منی را که پرستارِ توبودم بی رحم تراز فاجعه رفتی وببین من یک عمر غریبانه گرفتارِتو بودم توشاه ترین پهلویِ حادثه بودی من فاطمیِ خسته ی دربارِ توبودم ای کاش فراموش شودبینِ من وتو آن روز که می رفتی و بیمارِتوبودم بهمن 1393

برچسب: فاصله شهرها,فاصله,فاصله ها,فاصله تهران تا اصفهان,فاصله تهران تا مشهد,فاصله تهران تا همدان,فاصله زمین تا خورشید,فاصله تهران تا تبریز,فاصله زمین تا ماه,فاصله اصفهان تا شیراز, نویسنده: مبین حبیبی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 18:23

صفحه بندی